تبليغاتX
نارنیا
mowj.ir

حق قانونی و مالکانه برای تکثیر، انتشار و فروش نسخی از محصولات آفرینش فکری پدیدآور (کتاب، موسیقی و سایر آفرینش‌های فکری و هنری). از هنگامی که مؤلف اثری را خلق می‌کند، حق نشر آن اثر به او تعلق دارد، چه این اثر را در مراجع قانونی ثبت کرده باشد یا نه. کپی رایت، حقی قانونی است که به مؤلفان، مصنفان، نمایشنامه‌نویسان، ناشران، برای نشر، تولید، فروش و توزیع انحصاری آثار ادبی، هنری و نمایشی و هرگونه محصول آفرینش فکری تعلق دارد.  حق تکثیر، (کپی‌رایت یا حق نشر) یک مجموعه از قوانین انحصاری است که به وسیله دولت برای تنظیم روش یا شیوه یا چگونگی بیان اطلاعات و ایده‌ها برای مدتی محدود تصویب شده‌است. کپی‌رایت ممکن است در گستره وسیعی از خلاقیت‌ها و کارهای هنری و کارهای از این‌ دست وجود دارد.این قانون حوزهٔ کارهای ادبی، سینمایی، تولید موسیقی، ضبط صدا، نقاشی، عکاسی و نرم‌افزار،نمایش‌های زنده،پخش برنامه‌های تلویزیونی و رادیویی، و طراحی‌های صنعتی را شامل می‌شود.

حق تکثیر نوعی مالکیت اندیشه است؛ طراحی‌ها یا طراحی‌های صنعتی ممکن است شکلی مجزا یا یکسان از مالکیت ذهنی در برخی از حوزه‌های قضایی باشند. در بیشتر موارد این حقوق یک دوره‌ی زمانی محدود دارند.

تاریخچه

تا قبل از کنفرانس برن که در شهر برن در سال ۱۸۸۶ بین کشورهای پادشاهی منعقد شد, حقوق قانونی صاحب اثر فقط در کشور خودش رعایت می‌‌شد ,اما پیمان برن داشتن این حق را در تمام کشورها برای صاحب اثر قابل اجرا دانست. این پیمان تا کنون بارها مورد تجدید نظر قرار گرفته است.

 موضوع

کپی رایت نوعی حفاظت قانونی از آثار به وجود آمده‌است که این آثار می‌توانند علمی و ادبی و هنری باشند. این قانون شامل هر نوع عرضه‌ای از اثر می‌‌باشد و به صاحب اثر اجازه می‌‌دهد که از حقوق انحصاری (به این معنی که فقط شامل صاحب اثر است و نه افرادی که به نحوی به اثر دسترسی دارند) که شامل تکثیر و اقتباس در شیوهٔ بیان نو است استفاده کند.

قانون حق تکثیر تنها شکل و روش خاصی که اطلاعات یا اندیشه‌ها بیان ی‌شود را تحت پوشش قرار می‌‌دهد،(شیوه بیان مادی). قصد کپی رایت تحت پوشش داشتن ایده ها،مفهوم‌های واقعی که ممکن است توسط کپی رایت بیان شده یا نمایش داده شوند نیست.

 شرایط اعمال

قانون کپی رایت از زمانی که اثری به وجود می‌‌آید (به طوری که در شکلی ملموس باشد) شامل آن اثر می‌‌شود.

بر اساس پیمان برن تاریخ انقضای کپی رایت حداقل شامل طول حیات خالق و۵۰ سال بعد از مرگ اوست. این مدت زمان شامل تمام کشورهای عضو در پیمان برن می‌‌شود و هر کشور می‌‌تواند زمان بیشتری را نیز قا ئل شود. گاهی در طی یک وصیت رسمی حقوق یک اثر به بازماندگان صاحب اثر تعلق می‌‌گیرد که البته باید به تا ئید رسمی رسیده باشد.

کپی رایت در اینترنت

بر خلاف یک طرز فکر عمومی که همه می‌‌پندارند اینترنت یک فضای عمومی است پس برداشت مطالب آن آزاد است , آنچه در اینترنت می‌‌بینیم تنها در صورتی قابل کپی کردن می‌‌باشد که یا دولتی بوده مانند سفارت خانه‌ها و دانشگاهها و... یا تاریخ کپی رایت گذشته باشد و یا صاحب وب‌گاه حقوق خود را لغو و یا واگذار کرده باشد.

 علامت

علامت جهانی حق چاپ © است که در برخی موارد به صورت (c) یا (C) نیز نمایش داده می‌شود. در زبان فارسی برای بیان این حقوق معمولاٌ از عبارت‌هایی مانند "همه‌ی حقوق چاپ و نشر این کتاب محفوظ است." و گاهی از علامت (ح) استفاده می‌شود.

منبع:ویکی‌پدیا

اطلاعات بیشتر

+ نوشته شده توسط مرضیه در شنبه یکم فروردین 1388 و ساعت 11:13 |

 

نوروز یکی از کهن‌ترین جشن‌های به جا مانده از دوران باستان است. خاستگاه نوروز در یران باستانا است و هنوز مردم مناطق مختلف فلات ایران نوروز را جشن می‌گیرند. زمان برگزاری نوروز، در آغاز فصل بهار است. نوروز در ایران و افغانستان آغاز سال نو محسوب می‌شود و در برخی دیگر از کشورها تعطیل رسمی است.

زمان نوروز

جشن نوروز از لحظه اعتدال بهاری آغاز می‌شود. در دانش ستاره‌شناسی، اعتدال بهاری یا اعتدال ربیعی در نیم‌کره شمالی زمین به لحظه‌ای گفته می‌شود که خورشید از صفحه استوای زمین می گذرد و به سوی شمال آسمان می‌رود. این لحظه، لحظه اول برج حمل نامیده می‌شود، و در تقویم هجری خورشیدی با نخستین روز (هرمز روز یا اورمزد روز) از ماه فروردین برابر است. نوروز در تقویم میلادی با ۲۱ یا ۲۲ مارس مطابقت دارد.

در کشورهای ایران و افغانستان که گاهشمار هجری خورشیدی به کار برده می‌شود، نوروز، روز آغاز سال نو است. اما در کشورهای آسیای میانه و قفقاز، گاهشمار میلادی متداول است و نوروز به عنوان آغاز فصل بهار جشن گرفته می‌شود و روز آغاز سال محسوب نمی‌شود.

واژهٔ نوروز

واژه نوروز یک اسم مرکب است که از ترکیب دو واژهٔ فارسی «نو» و «روز» به وجود آمده است. این نام در دو معنی به‌کار می‌رود.

۱) نوروز عام: روز آغاز اعتدال بهاری و آغاز سال نو
۲) نوروز خاص: روز ششم فروردین با نام «روز خرداد»

ایرانیان باستان از نوروز به عنوان ناوا سرِدا یعنی سال نو یاد می‌کردند. مردمان ایرانی آسیای میانه نیز در زمان سغدیان و خوارزمشاهیان، نوروز را نوسارد و نوسارجی به معنای سال نو می‌نامیدند.

واژه نوروز در الفبای لاتین

در متن های گوناگون لاتین، بخش نخست واژه نوروز با املای No ،Now ،Nov و Naw و بخش دوم آن با املای Ruz، Rooz و Rouz نوشته شده است. در برخی از مواقع این دو بخش پشت سر هم و در برخی با فاصله نوشته می‌شوند. اما به باور دکتر احسان یارشاطر بنیان‌گذار دانشنامه ایرانیکا، نگارش این واژه در الفبای لاتین با توجه به قواعد آواشناسی، به شکل Nowruz توصیه می‌شود. این شکل از املای واژه نوروز، هم‌اکنون در نوشته‌های یونسکو و بسیاری از متون سیاسی به کار می رود.

تاریخچه

منشا و زمان پیدایش نوروز، به درستی معلوم نیست، اما این جشن، تاریخچه ای سه هزار ساله دارد. در برخی از متن های کهن ایران ازجمله شاهنامه فردوسی و تاریخ طبری، جمشید و در برخی دیگر از متن ها، کیومرث به‌عنوان پایه‌گذار نوروز معرفی شده است. پدید آوری نوروز در شاهنامه، بدین گونه روایت شده است که جمشید در حال گذشتن از آذربایجان، دستور داد تا در آنجا برای او تختی بگذارند و خودش با تاجی زرین بر روی تخت نشست. با رسیدن نور خورشید به تاج زرین او، جهان نورانی شد و مردم شادمانی کردند و آن روز را روز نو نامیدند.

برخی از روایت‌های تاریخی، آغاز نوروز را به بابلیان نسبت می‌دهد. بر طبق این روایت‌ها، رواج نوروز در ایران به ۵۳۸ سال قبل از میلاد یعنی زمان حمله کورش بزرگ به بابل بازمی‌گردد. همچنین در برخی از روایت‌ها، از زرتشت به‌عنوان بنیان‌گذار نوروز نام برده شده است. اما در اوستا (دست کم در گاتها) نامی از نوروز برده نشده است.

 

نوروز در زمان هخامنشیان

کوروش دوم، بنیان‌گذار هخامنشیان، نوروز را در سال ۵۳۸ قبل از میلاد، جشن ملی اعلام کرد. وی در این روز برنامه‌هایی برای ترفیع سربازان، پاکسازی مکان‌های همگانی و خانه های شخصی و بخشش محکومان اجرا می‌نمود. این آیین‌ها در زمان دیگر پادشاهان هخامنشی نیز برگزار می‌شده است. در زمان داریوش یکم، مراسم نوروز در تخت جمشید برگزار می‌شد. البته در سنگ‌نوشته‌های به‌جا مانده از دوران هخامنشیان، به‌طور مستقیم اشاره‌ای به برگزاری نوروز نشده است. اما بررسی ها بر روی این سنگ‌نوشته‌ها نشان می‌دهد که مردم در دوران هخامنشیان با جشن‌های نوروز آشنا بوده‌اند، و هخامنشیان نوروز را با شکوه و بزرگی جشن می‌گرفته‌اند. شواهد نشان می‌دهد داریوش اول هخامنشی، به مناسبت نوروز در سال ۴۱۶ قبل از میلاد سکه‌ای از جنس طلا ضرب نمود که در یک سوی آن سربازی در حال تیراندازی نشان داده شده است.

در دوران هخامنشی، جشن نوروز در بازه‌ای زمانی میان ۲۱ اسفند تا ۱۹ اردیبهشت برگزار می‌شده است.

نوروز در زمان اشکانیان و ساسانیان

در زمان اشکانیان و ساسانیان نیز نوروز گرامی داشته می‌شد. در این دوران، جشن‌های متعددی در طول یک سال برگزار می‌شد که مهمترین آنها نوروز و مهرگان بوده است. برگزاری جشن نوروز در دوران ساسانیان چند روز (دست کم شش روز) طول می‌کشید و به دو دوره نوروز کوچک و نوروز بزرگ تقسیم می‌شد. نوروز کوچک یا نوروز عامه پنج روز بود و از یکم تا پنجم فروردین گرامی داشته می‌شد و روز ششم فروردین (خردادروز)، جشن نوروز بزرگ یا نوروز خاصه برپا می‌شد. در هر یک از روزهای نوروز عامه، طبقه‌ای از طبقات مردم (دهقانان، روحانیان، سپاهیان، پیشه‌وران و اشراف) به دیدار شاه می‌آمدند و شاه به سخنان آنها گوش می‌داد و برای حل مشکلات آنها دستور صادر می‌کرد. در روز ششم، شاه حق طبقات گوناگون مردم را ادا کرده بود و در این روز، تنها نزدیکان شاه به حضور وی می‌آمدند.

شواهدی وجود دارد که در دوران ساسانی سال‌های کبیسه رعایت نمی‌شده‌است. بنابراین نوروز هر چهار سال، یک روز از موعد اصلی خود (آغاز برج حمل) عقب می‌ماند و درنتیجه زمان نوروز در این دوران همواره ثابت نبوده و در فصل های گوناگون سال جاری بوده است.

اردشیر بابکان، بنیان گذار سلسله ساسانیان، در سال ۲۳۰ میلادی از دولت روم که از وی شکست خورده بود، خواست که نوروز را در این کشور به رسمیت بشناسند. این درخواست مورد پذیرش سنای روم قرار گرفت و نوروز در قلمرو روم به Lupercal معروف شد.

در دوران ساسانیان، ۲۵ روز پیش از آغاز بهار، در دوازده ستون که از خشت خام برپا می‌کردند، انواع حبوبات و غلات (برنج، گندم، جو، نخود، ارزن، و لوبیا) را می‌کاشتند و تا روز شانزدهم فروردین آنها را جمع نمی‌کردند. هر کدام از این گیاهان که بارورتر شود، در آن سال محصول بهتری خواهد داد. در این دوران همچنین متداول بود که در بامداد نوروز، مردم به یکدیگر آب بپاشند. از زمان هرمز اول مرسوم شد که مردم در شب نوروز آتش روشن نمایند. همچنین از زمان هرمز دوم، رسم دادن سکه در نوروز به‌عنوان عیدی متداول شد.

نوروز پس از اسلام

نقشی از جشن چهارشنبه سوری در عمارت چهل ستون

از برگزاری آیین‌های نوروز در زمان امویان نشانه‌ای در دست نیست و در زمان عباسیان نیز به نظر می‌رسد که خلفا گاهی برای پذیرش هدایای مردمی، از نوروز استقبال می‌کرده‌اند. با روی کار آمدن سلسله‌های سامانیان و آل بویه، جشن نوروز با گستردگی بیشتری برگزار ‌شد.

در دوران سلجوقیان، به دستور جلال‌الدین ملک‌شاه سلجوقی تعدادی از ستاره شناسان ایرانی از جمله خیام برای بهترسازی گاهشمار ایرانی گرد هم آمدند. این گروه، نوروز را در یکم بهار قرار دادند و جایگاه آن را ثابت نمودند. بر اساس این گاهشمار که به تقویم جلالی معروف شد، برای ثابت ماندن نوروز در آغاز بهار، مقرر شد که هر چهار سال یک‌بار، تعداد روزهای سال را (به‌جای ۳۶۵ روز)، برابر با ۳۶۶ روز در نظر بگیرند. طبق این قاعده، می‌‌بایست پس از انجام این کار در ۷ دوره، در دوره هشتم، به جای سال چهارم، بر سال پنجم یک روز بیفزایند. این گاهشمار از سال ۳۹۲ هجری آغاز شد.

نوروز در دوران صفویان نیز برگزار می‌شد. در سال ۱۵۹۷ میلادی، شاه عباس صفوی مراسم نوروز را در عمارت نقش جهان اصفهان برگزار نمود و این شهر را پایتخت همیشگی ایران اعلام نمود.

نوروز در دوران معاصر

نوروز به‌عنوان یک میراث فرهنگی در دوران معاصر همواره مورد توجه مردم قرار داشته و هرساله برگزار می‌شود. البته برگزاری جشن نوروز به‌صورت آشکار در برخی از کشورها توسط برخی حکومت‌ها برای مدت‌زمانی ممنوع بوده است. حکومت شوروی برگزاری جشن نوروز را در برخی از کشورهای آسیای میانه مانند ترکمنستان، قرقیزستان و تاجیکستان ممنوع کرده بود و این ممنوعیت تا زمان میخائیل گورباچف ادامه داشت. با این وجود، مردم این مناطق نوروز را به‌گونه ی پنهانی و یا در روستاها جشن می‌گرفته‌اند. همچنین برخی از مردم این مناطق برای جلب موافقت مقامات محلی نام دیگری بر روی نوروز می‌گذاشتند؛ به‌طور مثال در تاجیکستان، مردم با اتلاق جشن لاله یا جشن ۸ مارس سعی می‌کردند که آیین‌های نوروز را بی مخالفت مقامات دولتی به جای آورند. همچنین در افغانستان، در دوران حکومت طالبان، برگزاری جشن نوروز ممنوع بود و این حکومت تنها تقویم هجری قمری را به رسمیت می‌شناخت.

 منبع:ویکی پدیا

+ نوشته شده توسط مرضیه در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 10:20 |

 

+ نوشته شده توسط مرضیه در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387 و ساعت 9:23 |
بالاخره بعد از مدت ها انتظار کتاب هشتم دیموناتا در ایران انتشار یافت.خسته نباشن بعد دو ماه ترجمه کردن. در صوتی که سایت طرفداران درن شان خیلی وقت پیش با ترجمهء خیلی خوبه  اقای رضا رستگار این کتاب در اختیاره طرفداران گذاشتن. http://www.darrenshanfans.ir 

متن پشت جلد: گروبز، شارک و میرآ و نه مرید دیگر به یکی از پایگاه های لمب ها می روند تا بفهمند آیا آنها با لردلاس همدست شده اند یا نه. در پایگاهمردی به نام آنتونی برایشان می گوید که تحقیقات جدید مربوط به گرگنمایی در جزیره ای دورافتاده صورت می گیرد. مریدها با همراهی آنتونی به جزیره می روند، ولی آنجا با حقایق و خطرات جدیدی رو به رو می شوند. گروبز برای نجات جان افرادش باید تصمیمی بگیرد که نمی داند چه تاوانی درپی دارد.

این کتاب 320 صفحه دارد و قیمت آن 4600 تومان است

+ نوشته شده توسط مرضیه در سه شنبه ششم اسفند 1387 و ساعت 11:7 |
زندگینامه

لیمان فرانک بوئم (مشهور به ال. فرانک بوئم)، نویسندهٔ یکی از محبوب‌ترین و مشهورترین قصه‌های دنیاست: شهر زمردینِ اُز که ایرانیان زیادی نیز از علاقه‌مندان این داستان هستند. بوئم، متولد نیویورک بود و در خانواده‌ای ثروتمند بزرگ شد. اما خود در چند پیشه‌ای که انتخاب کرد ناموفق و حتا ورشکست شد و عاقبت پا به دنیای تئاتر گذاشت و توانست پیشرفت کند.

سرانجام پس از آن که مدتی نیز خبرنگاری را امتحان کرد نخستین کتابِ خود را با نامِ داستان‌های مامان‌غاز به نثر منتشر کرد که باعث شناساندن او به دنیای ادبیات شد. بالاخره در دههٔ ۱۸۹۰، با همکاری تصویرگری به نام دِنسلوُ، جادوگر شگفت‌انگیز شهر اُز را منتشر کرد که نام این دو را بر سر زبان‌ها انداخت و پس از آن داستان‌های دیگری در سرزمین اُز نوشت که همگی موفقیت‌آمیز بودند؛ در این میان، بوئم کماکان شیفتگی خود را به تئاتر حفظ کرده بود و پی در پی در این زمینه سرمایه‌گذاری می‌کرد که باعث شد شکست بخورد و زندگی‌اش تحت فشار قرار بگیرد. اما سرانجام با فروختنِ حق‌التألیف خود از آثار اُز به زندگی خود سر و سامانی داد. بوئم، سال ۱۹۱۹ در سن ۶۳سالگی مُرد.

 آثار

 منبع

+ نوشته شده توسط مرضیه در پنجشنبه دوازدهم دی 1387 و ساعت 17:49 |

Skandar Keynes Picture

(L-R) Actors Skandar Keynes, Georgie Henley, Ben Barnes (top), Warwick Davis (bottom), Anna Popplewel, William Moseley, Peter Dinklage and director Andrew Adamson attend the world premiere of "The Chronicles of Narnia: Prince Caspian" at the Ziegfeld Theatre on May 7, 2008 in New York City.

Actress Georgie Henley attends the world premiere of "The Chronicles of Narnia: Prince Caspian" at the Ziegfeld Theatre on May 7, 2008 in New York City.

Georgie Henley Picture


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 13:18 |

این حرکات چیه انجام میدی لوسی ؟Georgie Henley Picture

+ نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 13:15 |
شیطان و پسرکش 
نویسنده : آنتونی هوروویتس
مترجم: گیتا گرکانی
موضوع: نوجوانان - کتاب لوک
تاریخ چاپ: 1387
قطع : رقعی
تعداد صفحات: 200
نوع صحافی : نرم
زبان اصلی : انگلیسی
زبان کتاب : فارسی
شابک : 978-964-175-030-7

درباره کتاب


تام دوازده ساله، فکر می‌کند یتیم و بی‌کس و کار است و قرار است تا آخر عمرش در مهمانخانه‌ی پستی، برای صاحبان نفرت انگیز آن، بردگی کند، تا آنکه یک روز، مردی ناشناس به مهمانخانه می‌آید و تام کم‌کم پی‌می‌برد که آن‌طورها هم که فکر می‌کرده بی‌کس و کار نیست و قرار است نقش مهمی در تاریخ کشورش بازی کند. نقشی که با بازی در نمایشی به نام شیطان و پسرکش شروع می‌شود.
+ نوشته شده توسط مرضیه در چهارشنبه هشتم آبان 1387 و ساعت 20:4 |
کتاب هفتم مجموعه ديموناتا بالاخره تو ایران منتشر شد . البته طرفدارای پروپاقرص این مجموع قبلا از طریقه سایت درن شان فانز ترجمه این قسمت خوندن. خدا از ما این اقای رضا رستگدو نگیره مگر نه ترجمه ی بدون سانسور از کجا بیاریم.

من رفتم این کتاب بخرم دیدم فقط یدونه ازش منده خوشحال شدم گفتم به چه شانسی دارم من.ایول. بعد کتاب که بر داشتم دیدم یه سوراخ گنده رو جلدش که تا ۵۰صفحه عمق داره .به خودم گفتم اینم شانس گند منه دیگه ر...م به این شانس.رفتم به فروشنده گفتم این چه وضیشه که کتاب سوراخ تحویل ملت میدی که گفت:یک لحظه واسید بازم از این کتاب داریم میرم براتون میارم.من ذوق  مرگ شدم از خوشحالی کتاب گرفتم اومدم بیرون. این بود ماجرای کتاب خریدن ما.

+ نوشته شده توسط مرضیه در شنبه نهم شهریور 1387 و ساعت 10:25 |

حماسه تاریخی، عاشقانه و آموزنده ویس و رامین به دوره شاهنشاهی و امپراتوری پارتیان در قرن اول پس از میلاد باز میگردد. شاعر برجسته گرگانی از این مضمون برای سروده های خویش بهره گرفته است ولی در تاریخ آن اشتباهی نموده است و آن را به دوره پس از اشکانیان یعنی ساسانیان متصل نموده است. البته بدون شک منابع تاریخی در روزگار وی به آشکاری امروز نبوده است. از این روی به این ماجرا حماسه ای تاریخی گفته می شود که در زمانهایی که دو عاشق بیگانه به نام رومئو و ژولیت وجود نداشته اند .آرياييها در تمام زمینه های جهان منجمله عشق و دوست داشتن بر دیگران برتری داشته اند ولی هیچ تاریخ نگار یا فیلمسازی از جریانات پرافختار سود نبرده است و با صرف هزاران تبلیغ و هزینه های کلان برای معرفی شخصیت های غربی و فرهنگ خودشان در جهان کوشش کرده اند. آنان که تاریخ کشورشان به هزار سال هم نمی رسد. حماسه ای که گرگانی از این دو عاشق ومعشوق مکتوب کرده است نمادی از آموزه های عاشقانه و آداب و سنت بزرگ شرقي است . چارچوب این جریان از خصومت دو خاندان بزرگ پارتی یکی از شرق و دیگری از غرب است. به جای پادشاهان کوی اوستا و فرمانروایان کیانی شاهنامه فردوسی بزرگ یکی از طرفین درگیر خاندان قران یا همان خاندان اشرافی کارن بوده است.

طرف مقابل موبد منیکان پادشاه مرو که جزي ازخراسان بزرگ بوده است. ماجرا از آنجا آغاز می شود که پادشاه میانسال مرو به شهرو ملکه زیبایی و پری چهره ابراز علاقه می نماید. شهرو به پادشاه مرو توضیح می دهد که متاهل و دارای یک فرزند پسر به نام "ویرو" می باشد. اما ناگزیر می شود به دلیل داشتن روابط دوستانه با خاندان بزرگ و قدرتمند قول بدهد که اگر روزی صاحب دختری شد او را به همسری پادشاه مرو بیاورد. شهرو از این رو با این امر موافقت کرد زیرا هرگز نمی اندیشید که فرزند دیگری بدنیا بیاورد. اما از قضای روزگار چنین نشد و وی صاحب دختری شد.

درخت خشک بوده تر شد از سر

 گل صد برگ و نسرین آمدش بر
به پیری بارور شد شهربانو

تو گفتی در صدف افتاد لولو.

پس شهرو ملکه زیبای نام دخترک را ویس گذاشت. ولی بلافاصله ویس را به دایه ای سپرده تا او را با کودک دیگری که تحت آموزش بزرگان کشور بود دوره های علمی و مهم آن روزگار را ببیند. کودک دوم کسی نبود جز رامین برادر پادشاه مرو. هنگامی که این دو کودک بهترین دوران کودکی و جوانی را در کنار یکدیگر می گذارنند رامین به مرو فراخوانده می شود و ویس نیز به زادگاه خود. شهرو مادر ویس بدلیل آنکه دختر زیبای خود را ( ویس ) در پی قولی که در گذشته ها داده بود به عقد پادشاه پای به سن گذاشته مرو در نیاورد بهانه ازدواج با غیر خودی را مطرح نمود و می گوید که ویس با افراد بيگانه ازدواج نمی کند. به همین روی بنای مراسم بزرگی را گذاشتند تا از پیگری های پادشاه مرو رهایی پیدا کنند. در روز مراسم "زرد" برادر ناتنی پادشاه مرو برای تذکر درباره قول شهبانو شهرو وارد کاخ شاهنشاهی می شود ولی ویس که هرگز تمایل به چنین ازدواجی نداشت از درخواست پادشاه مرو و نماینده اش "زرد" امتناع میکند.

خبر نیز به گوش پادشاه مرو رسید و وی از این پیمان شکنی خشمگین شد. به همین روی به شاهان گرگان، داغستان، خوارزم، سغد، سند، هند، تبت و چین نامه نوشت و درخواست سپاهیان نظامی نمود تا با شهبانو وارد نبرد شود . پس از خبر دار شدن شهرو شهبانو از این ماجرا وی نیز از شاهان آذربایجان - گیلان - سوزیانا - استخر و اسپهان که همگی در غرب بودند درخواست کمک نمود . پس از چندی هر دو لشگر در دشت نهاوند رویاروی یکدیگر قرار گرفتند. نبرد آغاز شد و پدر ویس ( همسر شهرو ) در این جنگ کشته شد. در فاصله نبرد رامین نیز در کنار سپاهیان شرق قرار داشت و ویس نیز در سپاهاین غرب شرکت نموده بود . در زمانی کوتاه آن دو چشم شان به یکدیگر افتاد و سالهای کودکی همچون پرده ای از دیدگانشان با زیبایی و خاطره گذشته عبور کرد. گویی گمشده سالهای خویش را یافته بودند.

آری نقطه آغازین عشق ورجاوند ویس و رامین رقم خورد. رامین پس از این دیدار به این اندیشه افتاد که برادر خویش ( پادشاه مرو ) را از فکر ازدواج با ویس منصرف کند ولی پادشاه مرو از قبول این درخواست امتناع نمود. پس از نبردی سخت پادشاه مرو با شهرو رو در رو می گردد و وی را از عذاب سخت پیمان شکنی در نزد اهورامزدا آگاه می نماید. شهرو در نهایت به درخواست پادشاه مرو تن داد و دروازه شهر را به روی پادشاه مرو گشود تا وارد شود و ویس را با خود ببرد. پس از بردن ویس به دربار پادشاه مرو در شهر جشن باشکوهی برگزار شد و مردم از اینکه شاه شهرشان ملکه خویش را برگزیده است خرسند شدند و شادمانی کردند ولی رامین از عشق ویس در اندوه و دلگیری تمام بیمار شد و سپس بستری شد.

 ویس نیز که هیچ علاقه ای به همسر جدید خود ( پادشاه مرو ) نداشت مرگ پدرش را بهانه نمود و از همبستر شدن با پادشاه مرو امتناع کرد. در این میان شخصیتی سرنوشت ساز وارد صحنه عاشقانه این دو جوان می شود و زندگی جدیدی برای آنان رقم می زند. وی دایه ویس و رامین در دوران کودکی است که پس از شنیدن خبر ازدواج پادشاه مرو با ویس خود را به مرو می رساند. سپس با نیرنگ هایی که اندیشه کرده بود ترتیب ملاقات ویس و رامین با یکدیگر را می دهد و هر سه در یک ملاقات سرنوشت ساز به این نتیجه می رسند که ویس تنها و تنها به رامین می اندیشد و نمی تواند با پادشاه مرو زندگی کند ولی از طرف دیگر رامین احساس گناه بزرگی را در دل خود حس می کرد و آن خیانت به زن همسرداری است که زن برادرش نیز بوده است ولی به هر روی آنان لحظه ای دوری از یکدیگر را نمی توانستد تاب و توان بیاورند. پس از ملاقات به کمک دایه ویس و رامین آنها بهترین لحظات خود را در کنار یکدیگر سپری میکنند.

پادشاه مرو که از جریانات اتفاق افتاده آگاهی نداشت از برادرش ( رامین ) و همسرش ( ویس ) برای شرکت در یک مراسم شکار دعوت میکند تا هم ویس بتواند با خانواده اش دیداری کند و هم مراسم نزدیکی بین دو خاندان شکل گیرد ولی نزدیکان پادشاه مرو از جریانات پیش آمده بین دایه و ویس و رامین خبرهایی را به شاه مرو میدهند. شاه مرو از خشم در خود می پیچد و آنان را تهدید به رسوایی میکند.

حتی رامین را به مرگ نیز وعده می دهد.  ویس پس از چنین سخنانی لب به سخن می گشاید و عشق جاودانه خود را به رامین فریاد می زند و میگوید که در جهان هستی به هیچ کس بیش از رامین عشق و علاقه ندارم و یک لحظه بدون او نمی توانم زندگی کنم. از طرف دیگر برادر ویس "ویرو" با ویس سخن میگوید که وی از خاندان بزرگی است و این خیانت یک ننگ برای خانوداه ما می باشد و کوشش خود را برای منصرف کردن ویس میکند ولی ویس تحت هیچ شرایطی با درخواست ویرو موافقت نمی کند و تنها راه نجات از این درگیری ها را فرار به شهری دیگر می بینند. ویس و رامین می گریزند و محل زندگی خود را از همگان مخفی میکنند. روزی رامین نامه ای برای مادرش نوشت و از جریانات پیش آمده پرسش کرد ولی مادر محل زندگی آنان را به پادشاه مرو که پسر بزرگش بود خبر میدهد. شاه با سپاهش وارد ری می شود و هر دو را به مرو باز می گرداند و با پای درمیانی بزرگان آنها را عفو میکند. پادشاه که از بی وفایی ویس به خود آگاه شده بود در هر زمانی که از کاخ دور می شد ویس را زندانی می کرد تا مبادا با رامین دیداری کند.
پس از این وقایع آوازه عاشق شدن رامین و همسر شاه در مرو شنیده می شود و مردم از آن با خبر می شوند. روزی رامین که استاد و نوازنده چنگ بوده است در ضیافتی بزرگ در دربار مشغول سرودن عشق خود به ویس می شود. خبر به برادرش شاه مرو می رسد و وی با خشم به نزد رامین می آید و او را تهدید به بریدن گلویش میکند که اگر ساکت ننشیند و این چنین گستاخی کند وی را خواهد کشت. درگیری بالا می گیرد و رامین به دفاع از خویش برمی خیزد و با میانجیگری اطرافیان و پشیمانی شاه مرو جریان خاتمه می یابد. مردان خردمند و بزرگان شهر مرو رامین را پند میدهند که نیک تر است که شهر را ترک کنی و به این خیانت به همسر برادر خود پایان دهی زیرا در نهایت جنگی سخت بین شما درخواهد گرفت.

با گفته های بزرگان مرو رامین شهر را ترک میکند و ناچار زندگی جدیدی را با دختری از خانواده بزرگان پارتی به نام "گل" آغاز میکند ولی یاد و خاطره ویس هرگز از اندیشه او پاک نمی شود. روزی که رامین گل را به چهره ویس تشبیه میکند و به او از این شبهات ظاهری بین او و عاشق دیرینه اش ویس خبر میدهد همسرش برآشفته می گردد و او را یک خیانت کار معرفی میکند و پس از مشاجراتی از یکدیگر جدا می شوند. رامین که اندیشه ویس را از یاد نبرده بود مشغول نبشتن نامه ای برای ویس میشود. سپس مکاتبات طولانی بین آن دو مخفیانه انجام می گیرد و بنا به درخواست ویس رامین به مرو باز میگردد و هر دو با برداشتن مقداری طلا از خزانه شاهی فرار می کنند و راهی غرب می شوند و دیلمان می رسند و آنجا مستقر می شوند. پادشاه مرو که خبر را می شنود سخت آشفته می شود و با سپاهیانش راهی جستجوی آن دو می شود.

شاه و یارانش شب هنگام در جاده ای استراحت میکند ولی ناگهان گرازی بزرگ به اردوگاه آنان حمله می کند پس از چنیدن ساعت درگیری میان شاه و یارانش با گراز حیوان شکم شاه مرو را از بالا تا به پایین می درد و در نهایت پادشاه مرو آن شب کشته می شود.

پس از شنیدن خبر مرگ شاه مرو رامین به عنوان جانشین وی تاج سلطنت را بر سر می گذارد و زندگی رسمی خود را با معشوقه خود آغاز میکند تا روزی که ویس پس از سالها به مرگ طبیعی فوت می شود. رامین که زندگی پر از رنجش را برای رسیدن به ویس سپری کرده بود با مرگ ویس کالبد او را در زیر زمینی قرار می دهد و پس از واگذاری تاج و تخت شاهی به اطرافیانش در مراسمی بزرگ راهی زیر زمین می شود و خود در کنار ویس با زندگی بدرود می گوید و با آغوش باز به مرگ درود می دهد و در کنار کالبد معشوقه دیرینه اش به خاک او و جسدش بوسه می زند و خودکشی می کند و چنین پایان یافت عشقی که پس از دو هزار سال همچنان آوازه اش شنیده می شود.

+ نوشته شده توسط مرضیه در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 12:38 |


Powered By
BLOGFA.COM